هنگدان ...

ای شکست من، جسارت جاویدان من! من و تو به طوفان می خندیم.جبران خلیل جبران

هنگدان ...

ای شکست من، جسارت جاویدان من! من و تو به طوفان می خندیم.جبران خلیل جبران

کمک به یک بیمار کلیوی.

این مطلب در وبلاگ ایده(آقای موذنی) منتشر شده است:

از شهرستانمان با خبر شدم که یکی از همشهریان با از دست دادن 2 کلیه در شرایط بسیار ناگواری به سر می برد. این بیمار دختری از خانواده ای فقیر است و پدرش به نام عبدالحسین شفیعی، کارگر است طوریکه نمی تواند از عهده درمان این درد گران برآید. چند نفر از همسایگان این خانواده - که یکی از آنها (عباس کمالی) از دوستان آشنای من است - بعد از آنکه دیده اند که تقاضاهای این خانواده از اشخاص و نهادهای رسمی منطقه و کشور  ره به جایی نبرده است تصمیم گرفته اند که از مردم استمداد کنند. حال به حکم وظیفه اخلاقی که در انسان های نیکوکار و فداکار سراغ داریم، خواستم که در اینجا ضمن اطلاع رسانی برای دیگر دوستان، و اعلام اینکه خودم هم کمکی می کنم دیگر دوستان را هم به این کار دعوت کنم. هر چند هر هدیه ای فقط هدیه ای از یک نفر است اما امید است که جمع شدن این قطره هدیه ها دریایی برای درمان آن درد شود. اگر علاقه ای به این کار خدایی و انسانی هست می توانید هدیه خود را به شماره حساب این دوست که در پایان این مطلب آمده است بفرستید.

    از این موضوع می خواهم استفاده کنم و قدری مطلب را بسط بدهم که ما در آزمون های زندگی که جلوی ما قرار می گیرند تا چه حد از آنچه به آن اعتقاد داریم پیروی می کنیم. خصوصاً مایی که دایم دم از انسان و جامعه و زندگی و آرامش و آبادی می زنیم. خودم را می گویم که همیشه در این مورد نظر می داده ام، انتقاد می کرده ام و از فقر و بیچارگی و تبعیض می نوشته ام و از غنای بعضی که منجر به فقر بعضی دیگر شده انتقاده می کرده ام. حال خودم را تا چه حد در چنین آزمون های عملی برای حل یک مشکل انسانی می توانم حداقل نشانه ای از آن چیزهایی که می نویسم را بروز بدهم؟ در نظرورزی و سخنگویی از مشکلات مردم همیشه سعیم این بوده که ابتدا خود را به جای کسانی که از آنها دفاع می کنم قرار دهم و بعد به موضوع فکر کنم و بنویسم. آیا علاوه بر مرحله فکر و نظر، می توانم در عمل هم خودم را جای کسی مثل برادر یا پدر یک بیمار که زندگی برایش تار شده قرار دهم و برای او کاری کنم؟

    براستی که درد انسانیت داشتن اعم از درد بدن داشتن است. درد خانواده بشریت داشتن اعم از درد خانواده خود داشتن است. دوست داشتن انسان ها اعم از دوست داشتن مادر و همسر و برادر و خواهر است. چطور می توان ادعای عشق به مادر و همسر را کرد ولی انسان دوستی را احساس نکرد؟ چطور می توان از لزوم فداکاری دیگران در شرایط سخت جامعه برای حل شدن مسایل مردم صحبت کرد اما در کاری برای دیگری که فقط به کمک تو می نگرد از خود نگذشت؟

    ما در این دوران در آزمون های اخلاقی فراوانی قرار گرفته ایم. اگر دغدغه اخلاق داریم این خود ما هستیم که می توانیم آن را پاس بداریم. اگر از بد اخلاقی ها و بی تفاوتی ها و خودبینی ها اعتراض داریم خود ما هستیم که می توانیم کاری کنیم که این اعتراض ها کمتر شود. در چنین شرایطی است که خود واقعی انسان ها جدا از اندیشه ها و عملکردهایشان مشخص می شود. در این شرایط است که هر کس قبل از آنکه دیگران او را پیدا کنند، خود، خودش را پیدا می کند.

     به هر حال اینها را نوشتم که قدری به درونمان نگاه کنیم و ببینیم چقدر برای خودمان هستیم و چقدر برای همنوعان. چقدر می توانیم نظر بدهیم و چقدر می توانیم عمل بکنیم. چقدر می توانیم ساختن را برای دیگری و سوختن را برای خود بخواهیم و بالاخره اینکه در تطابق گفتار با کردار به خود و دیگران چقدر راست می گوییم.

     در پایان این را هم اضافه کنم که دوستان جمع کننده کمکهای مردمی مصمم هستند که پس از درمان این بیمار، برای نیکوکاران این کار، جلسه تقدیر و تشکر عمومی برگزار کنند و از همه اهدا کنندگان خواه در آن جلسه حضور داشته باشند خواه نداشته باشند به طرز شایسته ای تقدیر کنند، هر چند که ثواب و جزای حقیقی این کار پیش خدا است و قطعاً چنین اعمالی باقی الصالحاتی برای همه این عزیزان خواهد بود. علاوه بر این می دانم که هر کدام از این عزیزان در صورتی که خدای ناکرده هرگونه اتفاق یا مشکل ناگواری برایشان پیش آید که حل آن به هیچ عنوان در طاقت و بضاعت مالی شخصی آنها نباشد از آشنایی که با دیگر نیکوکاران خواهند داشت می توانند امیدوار به کمک های مردمی باشند. فعلاً برای آن جلسه از نیکوکاران عزیز می خواهم که اطلاعات تماس خود را هم اعلام کنند.

شماره حساب: 0204978791000

شماره کارت: 6037691040184228

نام بانک: صادرات

به نام: عباس کمالی


دوستان میتوانند موضوع رو با اطرافیان خود(دانشگاه.محیط کار و ...) درمیان بگذارند و درصورت امکان کمکهای خود را به حسابهای بالا واریز نمایند.

یا علی.