هنگدان ...

ای شکست من، جسارت جاویدان من! من و تو به طوفان می خندیم.جبران خلیل جبران

هنگدان ...

ای شکست من، جسارت جاویدان من! من و تو به طوفان می خندیم.جبران خلیل جبران

زندگی یک سلف سرویس است!

اینروزها بشدت مشغولم به همین دلیل وقت نکردم چیزی برای این هفته آماده کنم.اما چند وقت پیش مطلب جالبی رو خوندم که فکر میکنم خوندنش برای شما هم خالی از لطف نباشد.
 داستان در مورد اولین دیدار «امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر، از رستوران سلف سرویس؛ هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفت میباشد. وی که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه‌ای به انتظار نشست. با این نیت که از او پذیرایی شود. اما هر چه لحظات بیشتری سپری می‌شد ناشکیبایی او از اینکه می‌دید پیشخدمت‌ها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اینکه مشاهده می‌کرد کسانی که پس از او وارد شده بودند در مقابل بشقاب‌های پر از غذا نشستته و مشغول خوردن بودند.
 وی با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود نزدیک شد و گفت: «من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته‌ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد. حالا می‌بینیم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با پشقابی پر از غذا در مقابل‌تان اینجا نشسته‌اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می‌شوند؟» مرد با تعجب گفت:‌ «ولی اینجا سلف سرویس است.» سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:
 «به آنجا بروید، یک سینی بردارید  هرچه می‌خواهید انتخاب کنید، پول آن را بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید!»
 امت فاکس، که قدری احساس حماقت می‌کرد، دستورات مرد را پی گرفت. اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصت‌ها، موقعیت‌ها، شادی‌ها، سرودها و غم‌ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده‌ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده‌ایم از اینکه چرا او سهم بیشتری داردکه هرگز به ذهنمان نمی‌رسد خیلی ساده از جا یخود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می‌خواهیم، برگزینیم.
 «انفجار بیداری»

زندگی
 زندگی زیباست
 زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
 گربیفروزیش رقص شعله‌اش تا هر کران پیداست
 ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست

 «سیاوش کسرایی»‌



راستی این خبر رو هم بخونید جالبه!

مچ گیری از دروغ گو ها به سبک دانشجویی

نظرات 3 + ارسال نظر
عمو احمد چهارشنبه 12 خرداد 1389 ساعت 02:01 ب.ظ http://ahmadrajaee.blogfa.com

بسی جالب بود .منم با یه مطلب جدید به روزم .خوندنش خالی از لطف نیست .البته ادامه دارد .
عمو احمد۱۲/۰۳/۸۹

دلارام پنج‌شنبه 20 خرداد 1389 ساعت 12:55 ق.ظ

وبلاگ واقعا خواندنی وجالب هستش علی اقا.مطلبی که راجب زندگی وشبیه بودن ان به سلف سرویس نوشتی هم اموزنده بود کاش دید همه ی انسان ها به زندگی همین جوری باشه در این صورت بهترین زندگی رو پیش رو خواهند داشت.بازم سر میزنم که از این وبلاگ زیبا کمال استفاده رو ببرم.ایام به کام

ساسان پنج‌شنبه 20 خرداد 1389 ساعت 06:26 ق.ظ http://rahe-shab.blogsky.com

سلام . از این که نظر دادی ممنونم . من به نظرت احترام میذارم ولی سعی کن با دو چشم همه چیز را ببینی نه با یک چشم و بدون تعصب ببینی . کسی که سیاوش کسرایی میخونه و در بلاگش می نویسه حتما افق دیدش وسیعه. موفق و سربلند باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد